• تلفن: (30 خط) 021 71 400 111
  • ایمیل: info[@]adabvisa.com
تاریخ قبرس شمالی

تاریخ قبرس شمالی

  • نویسنده: نریمان پارسا
  • مهاجرت به قبرس

درخواست مشاوره رایگان مهاجرت

سوالات متداول تاریخ قبرس شمالی

آنچه در این مقاله می خوانید:

    کشور قبرس در منطقه‌ای استراتژیک در خاورمیانه و همچنین قدمتی فراوان، دارای تاریخی زیاد، جالب و پر فراز و نشیبی است. از آنجا که قبرس شمالی قبل از جدایی و اعلام استقلال، زمانی یک کشور واحد تحت عنوان قبرس (با قبرس جنوبی) بوده پس برای شرح تاریخ این کشور، مسلما تاریخ قبرس از ابتدا که شامل قبرس شمالی امروزی هم شده را می‌بایست در کنار تاریخ مدرن قبرس شمالی امروزی نیز بیان نمود. پس اگر قصد سفر یا مهاجرت به قبرس یا در کل آشنایی با تاریخ این کشور را دارید تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.

    عصر قدیم و میانه کشور قبرس

    عصر قدیم و میانه کشور قبرس

    اولین فعالیت‌های انسانی در قبرس در ناحیه آئتوکرمنوس مشاهده و تایید شده بود که این منطقه در ساحل جنوبی قبرس واقع شده است. مجموعه‌ای از این شواهد که نشان می دهد که شکارچیان و صیادان از حدود 10000 سال قبل از میلاد با جوامع روستایی مستقر مربوط به 8200 قبل از میلاد در این کشور جزیرهای فعال بودند. اعتقاد بر این است که چاه‌های آبی کشف شده توسط باستان شناسان در غرب قبرس از قدیمی‌ترین چاه‌های جهان هستند که قدمت آن‌ها بین 9000 تا 10500 سال است.

    همچنین گورستانی مربوط به یک انسان در کنار یک گربه که دوران نوسنگی دفن شده بود نیز کشف شد که تخمین زده می‌شود این گور دارای 9500 سال قدمت داشته باشد که مربوط به تمدن مصر باستان بوده و به طور قابل توجهی اولین ارتباط گربه-انسان شناخته شده را به عقب رانده است. روستای نوسنگی و این محل تاریخی که به خوبی ار آن محافظت شده که امروزه جزء یکی از سایت‌های جهانی میراث یونسکو است که قدمت آن به حدود 6800 سال قبل از میلاد بر می‌گردد.

    در اواخر عصر برنز، این جزیره دو موج سکونت اهالی یونانی را تجربه کرد. موج اول متشکل از بازرگانان یونانی میسینایی بود که در حدود 1400 قبل از میلاد شروع به بازدید از قبرس کردند. اعتقاد بر این است که موج عمده‌ای از اسکان یونانی‌ها پس از فروپاشی اواخر عصر برنز یونان میسنی از 1100 تا 1050 قبل از میلاد به این دوره رخ داده است. اولین نام پادشاه قبرس ثبت شده در تاریخ  "کوشمشوشا" است که در نامه‌های ارسالی به اوگاریت در قرن سیزدهم این نام آورده شده است. قبرس نقش مهمی در شکوفایی اساطیر یونانی داشته و این کشور زادگاه بزرگانی همچون آفرودیت و آدونیس و خانه پادشاه سینیراس، توسر و پیگمالیون می‌باشد.

    قبرس در یک موقعیت استراتژیک در منطقه خاورمیانه قرار دارد که امپراتوری سابق به مدت یک قرن از سال 708 قبل از میلاد، قبل از طلسم کوتاهی تحت سلطه مصر و در نهایت حکومت هخامنشیان در سال 545 قبل از میلاد، توسط امپراتوری نو-آشور اداره شد. قبرسی‌ها به رهبری اونسیلوس، پادشاه سالامیس در جریان شورش ناموفق ایونی ها در سال 499 قبل از میلاد در برابر هخامنشیان به جمعیت یونانیان خود در شهرهای ایونی پیوستند و شورش سرکوب شد، اما قبرس موفق شد درجه بالایی از خودمختاری برای خود را در آن زمان حفظ کند و بافت و اصالت یونانی آن را حفظ نماید.

    این جزیره در سال 333 قبل از میلاد توسط اسکندر مقدونی فتح شد و پس از مرگش، تقسیم امپراتوری وی به دنباله جنگ‌های بعدی دیادوچی‌ها، منجر شد تا قبرس بخشی از امپراتوری هلنیستی مصر بطلمیوسی شود. در این دوره بود که جزیره قبرس به طور کامل یونانی شد.

    سرانجام این کشور در سال 58 قبل از میلاد قبرس توسط جمهوری روم تصرف شد. هنگامی که امپراتوری روم در سال 395 به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد، قبرس بخشی از امپراتوری روم شرقی یا بیزانس شد و تا جنگ‌های صلیبی حدود 800 سال بعد وضعیت قبرس این گونه باقی ماند. در آغاز سال 649، قبرس چندین حمله توسط مهاجمان شام را تحمل کرده که تا 300 سال بعد این تنش‌ها ادامه یافت. بسیاری از آن‌ها حملات سریع دزدی دریایی بودند، اما برخی دیگر حملاتی در مقیاس بزرگ بودند که در آن بسیاری از قبرسی‌ها قتل عام شدند و ثروت زیادی از این کشور برده یا نابود شدند. حکومت بیزانس در سال 965 بازگردانده شد؛ آن هم زمانی که امپراتور نیکفوروس دوم فوکاس پیروزی‌های قاطعی را در خشکی و دریای در این منطقه به دست آورد.

    در سال 1191، در طول جنگ صلیبی سوم، ریچارد اول از انگلستان، جزیره قبرس را از اسحاق کومنوس قبرس تسخیر کرد. یک سال بعد ریچارد جزیره را به شوالیه‌های معبد فروخت که در پی یک شورش خونین، آن را به گای لوزینیان فروختند. برادر و جانشین او ایمری توسط هنری ششم امپراتور روم مقدس به عنوان پادشاه قبرس شناخته شد. پس از مرگ جیمز دوم در سال 1473، آخرین پادشاه لوزیگنان، جمهوری ونیز کنترل جزیره را به دست گرفت و ونیز رسما پادشاهی قبرس را در سال 1489، پس از کناره گیری کاترین، برپا کرد. ونیزی‌ها با ساختن دیوارهای نیکوزیا (پایتخت قبرس)، این شهر را مستحکم کردند و از آن به عنوان یک مرکز تجاری مهم استفاده کردند. در طول حکومت ونیزی، امپراتوری عثمانی اغلب به قبرس حمله می کرد. در سال 1539، عثمانی‌ها لیماسول را ویران کردند و از ترس بدترین اتفاق، ونیزی‌ها نیز فاماگوستا و گیرنه را مستحکم کردند.

    قبرس تحت سلطه امپراطوری عثمانی

    قبرس تحت سلطه امپراطوری عثمانی

    در سال 1570، یک حمله تمام عیار توسط عثمانی‌ها با 60000 سرباز، علیرغم مقاومت سرسخت ساکنان نیکوزیا و فاماگوستا در شمال قبرس، جزیره را تحت کنترل عثمانی‌ها درآورد. نیروهای عثمانی که قبرس را تصرف کردند بسیاری از ساکنان مسیحی یونانی و ارمنی را نیز قتل عام کردند. به دنبال آن نخبگان لاتین آن زمان نابود شدند و اولین تغییر جمعیتی قابل توجه از دوران باستان قبرس با تشکیل جامعه‌ای از ترک‌ها در این سرزمین رخ داد. سربازانی که در فتح جنگیدند در همین جزیره مستقر شدند و دهقانان و صنعتگران ترک از آناتولی به جزیره آورده شدند.

    عثمانی‌ها سیستم فئودالی را که قبلا وجود داشت را لغو کردند و سیستم ارزن را در قبرس به کار بردند که بر اساس آن، مردم غیر مسلمان توسط مقامات مذهبی خود اداره می‌شدند. در بازگشت از دوران حکومت لاتین، رئیس کلیسای جامع قبرس به عنوان یک مقر رهبر جمعیت یونانی قبرس، روی آن سرمایه‌گذاری و تقویت شد و به عنوان یک میانجی بین یونانیان مسیحی قبرسی و مقامات عثمانی عمل کرد. این وضعیت تضمین می‌کرد که کلیسای قبرس در موقعیتی قرار باشد که به تجاوزات مداوم کلیسای کاتولیک روم پایان دهد. حکومت عثمانی بر قبرس، بسته به خلق و خوی سلاطین و مقامات محلی، گاهی بی‌تفاوت و گاهی بسیار ظالمانه بود و این جزیره بیش از 250 سال افول اقتصادی را آغاز کرد. نسبت جمعیت مسلمانان به مسیحیان در طول دوره تسلط عثمانی همواره در حال نوسان بود. در سال‌های 1777و 1778، 47000 مسلمان اکثریت را نسبت به جمعیت 37000 مسیحی در جزیره را تشکیل می‌دادند. تا سال 1872، جمعیت جزیره به 144000 نفر افزایش یافت که شامل 44000 مسلمان و 100000 مسیحی بود.

    به محض شروع جنگ استقلال یونان در سال 1821، چندین یونانی جزیره قبرس برای پیوستن به نیروهای یونانی عازم کشور یونان شدند. در پاسخ، فرماندار عثمانی قبرس، 486 یونانی سرشناس قبرس، از جمله اسقف اعظم قبرس، کیپریانوس، و چهار اسقف دیگر را دستگیر و اعدام کرد. در سال 1828، اولین رئیس جمهور یونان مدرن، یوآنیس کاپودیستراس، خواستار اتحاد قبرس با یونان شد و قیام های کوچک متعددی رخ داد. واکنش به حکومت نادرست عثمانی منجر به قیام یونانی و ترک قبرسی شد، اگرچه هیچ کدام موفقیت آمیز نبود. پس از قرن‌ها بی‌توجهی توسط امپراتوری عثمانی، فقر اکثر مردم و باجگیران همیشه حاضر به ناسیونالیسم یونانی دامن زد و در قرن بیستم ایده اتحاد با یونان تازه استقلال یافته در میان یونانی‌های قبرس ریشه دوانید.

    قبرس تحت سلطه بریتانیا

    قبرس تحت سلطه بریتانیا

    پس از تنش میان روسیه و ترکیه در طی سال‌1877 و 1878 و کنگره برلین، قبرس به امپراتوری بریتانیا اجاره داده شد که عملا در سال 1878 اداره کشور را به دست گرفت اما از نظر حاکمیت، قبرس قانونا یک حکومت عثمانی قانونی باقی ماند. این قلمرو تا 5 نوامبر 1914، همراه با مصر و سودان در ازای تضمین استفاده بریتانیا از جزیره قبرس به عنوان پایگاهی برای محافظت از امپراتوری عثمانی در برابر تجاوزات احتمالی روسیه به همین شکل تحت سلطه بوده است.

    در سال 1906، زمانی که بندر فاماگوستا تکمیل شد، قبرس تبدیل به یک پاسگاه دریایی استراتژیک مشرف بر کانال سوئز گردید که به عنوان مسیر اصلی به هند که در آن زمان مهمترین دارایی بریتانیا در خارج از کشور بوده، مورد استفاده بود. پس از شروع جنگ جهانی اول و تصمیم امپراتوری عثمانی برای پیوستن به جنگ از جانب قدرت‌های مرکزی، امپراتوری بریتانیا در 5 نوامبر 1914 رسما قبرس را به خود ضمیمه کرد.

    در سال 1915، بریتانیا قبرس را برای پیوستن به یونان، که توسط کنستانتین اول؛ پادشاه یونان اداره می‌شد، پیشنهاد داد، به شرط اینکه یونان در کنار انگلیسی‌ها به جنگ بپیوندد که این پیشنهاد رد شد. در سال 1923، بر اساس معاهده لوزان، جمهوری نوپای ترکیه از هرگونه ادعایی نسبت به قبرس چشم پوشی کرد، و در سال 1925 به عنوان مستعمره ولیعهد بریتانیا اعلام شد. در طول جنگ جهانی دوم، بسیاری از یونانی‌ها و ترک‌های قبرس برای شرکت در جنگ عازم شدند.

    در ژانویه 1950، کلیسای قبرس یک رفراندوم را تحت نظارت روحانیون و بدون مشارکت ترک‌های قبرس ترتیب داد، که در آن 96٪ از یونانی‌های قبرس شرکت‌کننده به نفع انوزیس رای دادند که در آن زمان یونانی‌ها 80.2 درصد از کل جمعیت جزیره را در آن زمان تشکیل می‌دادند. در طی این قضیه یک خودمختاری محدود تحت یک قانون اساسی توسط دولت بریتانیا پیشنهاد شد اما در نهایت رد شد. سرانجام در سال 1955 سازمان EOKA تاسیس شد که به دنبال اتحاد با یونان از طریق مبارزه مسلحانه بود. در همان زمان، سازمان مقاومت ترکیه (TMT) که خواهان تقسیم قبرس بود، توسط ترک‌های قبرس برای ایجاد یک حاکمیت سیاسی تاسیس شد. وزیر امور خارجه مستعمرات بریتانیا نیز در نامه‌ای به تاریخ 15 ژوئیه 1958 به فرماندار قبرس توصیه کرده بود که علیرغم اقدامات غیرقانونی T.M.T اقدامی نکند تا به روابط بریتانیا با دولت ترکیه آسیبی وارد نشود.

    استقلال، تنش داخلی و جدایی قبرس شمالی

    استقلال، تنش داخلی و جدایی قبرس شمالی

    جزیره  قبرس متحد در آگوست 1960، پس از اینکه یونانی‌ها و ترک‌های قبرس موافقت کردند که طرح‌های مربوط به خود را برای انوسیس (اتحاد با یونان) و تکسیم (در ترکی به معنای «تقسیم») کنار بگذارند، از حاکمیت بریتانیا استقلال یافت. این توافقنامه شامل قبرس تحت قانون اساسی بود که پست‌های کابینه، کرسی‌های پارلمانی و مشاغل خدمات ملکی را بر اساس یک نسبت توافق شده بین دو جامعه تقسیم می‌کرد. در عرض سه سال، تنش‌ها بین یونانی‌های قبرس و ترک‌های قبرس در امور اداری ظاهر شد. به ویژه، اختلافات بر سر شهرداری‌های جداگانه و مالیات، بن بست را در دولت ایجاد کرد. در سال 1963 رئیس جمهور ماکاریوس تغییرات یک جانبه‌ای را در قانون اساسی با 13 اصلاح پیشنهاد داد. ترکیه و ترک‌های قبرس اصلاحات پیشنهادی را رد کردند و مدعی شدند که این تلاشی برای حل و فصل اختلافات قانون اساسی به نفع یونانی‌های قبرس و تنزل وضعیت ترکیه از بنیانگذاران دولت به وضعیت اقلیت و حذف قانون اساسی آنها بود و پادمان در این فرآیند ترک‌های قبرس علیه 13 اصلاحیه در دادگاه عالی قانون اساسی قبرس (SCCC) شکایت کردند.

    سرانجام در 25 آوریل 1963، SCCC تصمیم گرفت که 13 اصلاحیه ماکاریوس غیرقانونی است. حکم دادگاه عالی قبرس نشان داد که ماکاریوس با عدم اجرای کامل تدابیر قانون اساسی را نقض کرده است و به ترک‌های قبرس اجازه بازگشت به موقعیت‌های خود در دولت بدون پذیرش اصلاحات پیشنهادی قانون اساسی داده نشده است. همچنین در سال 1963، شاخه یونانی قبرس دولت طرح آکریتاس را ایجاد کرد که سیاستی را ترسیم می‌کرد که ترک‌های قبرس را از دولت حذف می‌کرد و در نهایت منجر به اتحاد با یونان می‌شد. این طرح بیان می‌کرد که اگر ترک‌های قبرس مخالفت کنند، باید «قبل از مداخله قدرت‌های خارجی، با خشونت تحت سلطه قرار گیرند».

    تقریبا با حمله شبه نظامی یونانی‌های قبرس به ترک‌های قبرسی در نیکوزیا و لارناکا، خشونت‌های بین‌اجتماعی آغاز شد. اگرچه TMT (یک گروه مقاومت ترک که در سال 1959 برای ترویج سیاست تقسیم) ایجاد شد اما مورخ درگیری قبرس، "کیت کایل" خاطرنشان کرد که "شکی نیست که قربانیان اصلی حوادث متعددی که طی چند ماه آینده رخ خواهد داد، ترک‌ها خواهند بود در سپتامبر 1964، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد گزارشی از بررسی دقیقی از تمام آسیب‌های وارد شده به املاک در سراسر جزیره در طول ناآرامی‌ها انجام داد که این نشان می‌دهد در 109 روستا، که بیشتر آنها روستاهای ترک‌نشین قبرسی یا مختلط هستند. 527 خانه ویران شده و 2000 خانه دیگر در اثر غارت خسارت دیده اند».

    غارت گسترده روستاهای ترک نشین قبرس باعث شد 20000 پناهجو به مناطق تحت کنترل مسلح عقب نشینی کنند، جایی که برای 11 سال آینده در آنجا ماندند و برای زنده ماندن به مواد غذایی و پزشکی از ترکیه تکیه کردند. ترک‌های قبرس گروه‌های شبه‌نظامی را برای دفاع از مناطق تحت پوشش تشکیل دادند که منجر به تقسیم تدریجی جوامع جزیره به دو اردوگاه متخاصم شد. خشونت همچنین شاهد تلاش هزاران ترک قبرس برای فرار از خشونت با مهاجرت به بریتانیا، استرالیا و ترکیه بود. سرانجام با حضور ویژه و قابل توجه نظامیان ترک، در تاریخ 28 دسامبر 1967، اداره موقت ترک قبرس تاسیس شد.

    قبرس شمالی از سال 1974 تا 1983 میلادی

    قبرس شمالی از سال 1974 تا 1983 میلادی

    در 6 ژوئیه 1974، ماکاریوس، دولت یونان را متهم کرد که گارد ملی قبرس را به ارتش اشغالگر تبدیل کرده است. در 15 ژوئیه 1974، حکومت نظامی یونان و گارد ملی قبرس از کودتای نظامی قبرس یونانی در قبرس حمایت کردند. نیکوس سامپسون طرفدار انوسیس جایگزین رئیس جمهور ماکاریوس نیز به عنوان رئیس جمهور جدید شد. در 2 آگوست 1975، در مذاکرات در وین، توافقنامه تبادل جمعیت بین رهبران جامعه رئوف دنکتاش و گلافکوس کلرید تحت نظارت سازمان ملل متحد امضا شد. بر اساس این قرارداد، 196000 یونانی قبرسی ساکن در شمال با 42000 قبرسی ترک ساکن در جنوب مبادله شدند. یونانیان ارتدوکس قبرسی در ریزوکارپاسو، آگیوس آندرونیکس و آگیا تریادا تصمیم گرفتند در روستاهای خود بمانند و همچنین مارونی‌های کاتولیک در آسوماتوس، کارپاسیا و کورماکیتیس. این تهاجم منجر به تشکیل اولین نهاد اداری مستقل قبرس شمالی تحت عنوان " اداره خودمختار ترک قبرس" در اوت 1974 گردید.

    در سال 1975، دولت فدرال ترک قبرس (Kıbrıs Türk Federe Devleti) به عنوان اولین گام به سوی یک کشور فدرال قبرس در آینده اعلام شد، اما توسط جمهوری قبرس و سازمان ملل رد شد. قبرس شمالی به طور یکجانبه در 15 نوامبر 1983 با نام جمهوری ترک قبرس شمالی اعلام استقلال کرد. این موضوع توسط سازمان ملل متحد با قطعنامه 541 شورای امنیت رد شد.

    قبرس شمالی از سال 1983 تا به امروز

    قبرس شمالی از سال 1983 تا به امروز

    در سال‌های اخیر، سیاست اتحاد مجدد بر امور این جزیره مسلط بوده است. حتی اتحادیه اروپا در سال 2000 تصمیم گرفت قبرس را به عنوان عضوی از آن بپذیرد؛ حتی اگر قبرس به دو نیم تقسیم شود. این به دلیل دیدگاه آن‌ها به رئوف دنکتاش، رئیس جمهور ترک قبرس طرفدار استقلال، به عنوان مانع اصلی و همچنین به دلیل تهدید یونان برای جلوگیری از گسترش اتحادیه اروپا در شرق بود. در این حال هم امید بود که الحاق برنامه ریزی شده قبرس به اتحادیه اروپا به عنوان یک کاتالیزور برای حل و فصل عمل کند. در زمان منتهی به عضویت قبرس، دولت جدیدی در ترکیه انتخاب شد و رئوف دنکتاش قدرت سیاسی در قبرس را از دست داد. در سال 2004، یک توافق صلح با میانجیگری سازمان ملل در یک همه پرسی به هر دو طرف ارائه شد.

    راه‌حل پیشنهادی با مخالفت رئیس‌جمهور قبرس، تاسوس پاپادوپولوس و رئوف دنکتاش، رئیس‌جمهور ترک قبرس مواجه شد. در همه پرسی، در حالی که 65 درصد از ترک های قبرس این پیشنهاد را پذیرفتند، 76 درصد از یونانی‌های قبرس آن را رد کردند. در نتیجه، قبرس وارد اتحادیه اروپا شد، که اثرات عضویت قبرس شمالی به حالت تعلیق درآمد. دنکتاش در پی این رای گیری استعفا داد و محمد علی طلعت را به عنوان جانشین خود معرفی کرد و به دلیل بی کفایتی دولت جدید، در نتیجه رای دهندگان ترک قبرس ناامید شدند. این امر در نهایت منجر به پیروزی حزب طرفدار استقلال در انتخابات عمومی در سال 2009 شد و نامزد آن، نخست وزیر سابق، درویش اراوغلو، در انتخابات ریاست جمهوری در سال 2010 پیروز شد. در حال حاضر نیز ارسین تاتار از سال 2019 در مقام ریاست جمهوری قبرس قرار دارد.

    کشور قبرس شمالی امروزه با وجود تنش‌های تاریخی زیاد چه در قدیم و چه در قرن پیش، با تقریبا داشتن نیم قرن استقلال و تقویت خود در کلیه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و... تبدیل به کشوری مستقل و قدرتمندی به نوبه خود شده و در میان کشورهای اوراسیایی، یکی از برترین مقاصد برای مهاجرت تحصیلی، کاری، سرمایه‌گذاری، سفر و تفریح گردیده است.

    دیدگاه یا سوال خود را با ما در میان بگذارید
    دیدگاه ها (0 پاسخ)
    021 71 400 111